// گزیده های معارفی / سیره

جريان بر نيزه شدن قرآن ها در جنگ صفين و دست برداشتن مالك اشتر از جنگ به فرمان امام(ع)

عنوانجريان بر نيزه شدن قرآن ها در جنگ صفين و دست برداشتن مالك اشتر از جنگ به فرمان امام(ع)
سيرهابراهيم بن اشتر، پسر مالك اشتر، مي‌گويد در جنگ صفين، هنگامي كه نشانه‌هاي پيروزي سپاه امام(ع) آشكار شده بود و مالك اشتر به نزديكي خيمه معاويه رسيده بود، خدعه عمرو عاص كارگر افتاد و سپاه عراق از بر نيزه رفتن قرآن ها فريب خوردند و به علي(ع) گفتند: براي مالك اشتر پيام بفرست، كه از جنگ دست بردارد و به نزد ما باز گردد.
علي(ع) به يزيد بن هاني فرمود: «نزد مالك اشتر برو و به او بگو نزد من باز گردد.»
ابن هاني نزد مالك اشتر آمد و پيام علي(ع) را به او ابلاغ كرد.
مالك اشتر به ابن هاني گفت: «از جانب من به اميرمؤمنان(ع)‌ عرض كن، اكنون در موقعيت حسّاس هستيم و اميد پيروزي دارم. اكنون هنگام رها كردن جبهه نيست.»
ابن هاني جواب مالك اشتر را به حضرت علي(ع) رسانيد؛ ولي خوارج همچنان با فشار و اصرار به علي(ع) گفتند: «پيام بده مالك اشتر باز گردد، وگرنه تو را از رهبري عزل مي‌كنيم!»
امام علي(ع) ابن هاني را دوباره نزد مالك فرستاد و فرمود: «به او بگو نزد من بيايد، كه فتنه‌اي رخ داده» ابن هاني نزد مالك رفت و پيام علي(ع) را به او ابلاغ كرد. مالك گفت: «آيا به خاطر بر سر نيزه نهادن قرآن ها، فتنه رخ داده؟» ابن هاني گفت: آري.
مالك اشتر گفت: اي ابن هاني! واي بر تو! آيا تفوّق سپاه ما را نمي‌بيني؟ آيا شكست و تارمار شدن دشمن را نمي‌بيني. ابن هاني گفت: آيا دوست داري كه تو پيروز گردي؛ ولي اميرمومنان(ع) در خطر قرار گيرد؟ و تعداد زيادي از سپاهيان به سوي او شمشير بكشند‍؟
مالك اشتر گفت: «سبحان الله! نه به خدا سوگند.»
مالك اشتر پس از فرمان علي(ع) به بازگشت از ميدان نبرد به ناچار و به خاطر سالم ماندن حضرت از گزند خوارج جبهه را رها كرد و به محضر علي(ع) آمد و در آنجا بر سر خوارج فرياد كشيد و چنين گفت:
«اي مردان ذليل و زبون! اي سست عنصران خوار و پست، آيا در اين هنگام كه پيروزي شما بر دشمن ظاهر شده و آنان خود يقين دارند كه شما بر آنها پيروز مي‌شويد و فقط بدين سبب است كه قرآن ها را بر روي نيزه كرده‌اند و شما را بدان مي‌خوانند، گامهايتان سست مي‌شود!؟ به خدا سوگند كه آنان آن چه را خدا در قرآن امر فرموده است و نيز سنّت آن كس را كه قرآن بر او نازل شده است وا نهاده‌اند، پس به آنها پاسخ ندهيد. اندكي، به اندازه فاصله دو نوبت دوشيدن شير ناقه‌اي به من فرصت دهيد كه من با تمام وجود پيروزي را احساس مي‌كنم. گفتند: نه.
مالك گفت: فقط، به اندازه خيز اسبي به من مهلت دهيد كه من به پيروزي دل بسته‌ام. گفتند: در آن صورت ما نيز در خطاي تو شريك مي‌شويم.
مالك گفت: به انصاف خودتان،‌ با من بگوييد، كي شما بر حق بوده‌ايد؟ آنگاه كه شاميان را مي‌كشتيد حق داشتيد؟ و يا اكنون كه دست از پيكار برداشته‌ايد بر باطليد؟
گفتند: اي اشتر، دست از ما بردار، ما در راه خدا جنگيديم و هم در راه خدا جنگ با ايشان را وا مي‌‌نهيم.
منبعپيكار صفين
نويسندهنصر بن مزاحم منفري
مترجم/مصححپرويز اتابكي
ناشرآموزش انقلاب اسلامي
سال چاپ1366
صفحه675 ـ 677

/// آخرین گزیده‌ها