// گزیده های معارفی / سیره

روياروئي و مواجهه كميل با حجاج

عنوانروياروئي و مواجهه كميل با حجاج
سيرهوقتي حضرت كميل بن زياد نخعي وارد دارالاماره شد و چشم حجاج به چهره كميل يار راستين، و رفيق خاص و همدم حضرت علي(ع) افتاد، با صداي بلند گفت: «من بسيار دوست داشتم كه بر تو دست يابم!» «كميل» با كمال شجاعت در برابر درستگويي حجاج گفت: «دندان‌هاي تيزت را به من نشان نده و نعره‌ات را بر سر من بلند نكن و مرا به مرگ نترسان، سوگند به خدا از عمر من جز مانند باقيمانده غبار، چيزي باقي نمانده است هر چه خواهي انجام بده، ولي بدان كه وعده‌گاه ما در نزد (دادگاه) خدا است، و بعد از كشتن، حسابرسي در كار است. اميرمؤمنان علي(ع) به من خبر داد كه قاتل من تو هستي».
حجاج: «پس حجّت بر تو تمام است و بر ضدّ‌ تو است» كميل: «اين در صورتي كه قضا و قدر در دست تو باشد». حجاج: «آري قضا و قدر در دست من است. تو آن كسي هستي كه در قتل عثمان شركت كردي و اينك به اين خاطر، من بايد خون تو را بريزم (1) تو كسي هستي كه از اميرمؤمنان عثمان، مطالبه قصاص كردي و آيا مثل تو از اميرمؤمنان طلب قصاص مي‌كند؟ و كارش به جايي رسيده كه مي‌خواهد، او را به عنوان قصاص بزند؟!» در اين هنگام حجاج نام مبارك حضرت علي(ع) را به زبان ناپاكش آورد و از آن حضرت به بدي ياد كرد. ولي كميل در مقابل او بر مولايش علي(ع) درود مي‌فرستد، و از علي(ع) باعظمت نام مي‌برد. اينجا بود كه حجاج چون گرگ زخم‌خورده، فرياد زد: «سوگند به خدا! شخصي را كه بيش از دوستي تو به علي(ع) دشمن علي(ع) است بر تو بگمارم تا گردنت را بزند».(2)
1. ترجمه ارشاد، شيخ مفيد، ج 1، صص 328 و 329 و بحارالانوار،‌ ج 42، صص 148 ـ 149.
2. زندگي پرافتخار كميل و حبيب بن مظاهر، ص 107 ـ 106.

/// آخرین گزیده‌ها