// گزیده های معارفی / داستان

موعظه‌هاي خطاكار به حضرت يحيي(ع)، پيش از قصاص

عنوانموعظه‌هاي خطاكار به حضرت يحيي(ع)، پيش از قصاص
خلاصهحضرت يحيي(ع) از گناهكاري پيش از قصاص، خواست كه او را موعظه كند و او توصيه كرد از هواي نفست پيروي مكن، غضب را كنترل كن و به جاي نكوهش خطاكار در فكر نجات او باش.
حكايتمردي خدمت حضرت عيسي(ع) آمد و عرض كرد: مرتكب زنا شده ام، مرا از گناه پاك كن. عيسي(ع) دستور داد اعلام كنند همه مردم در تطهير گناهكار حاضر شوند. براي مجازات وي گودالي كندند. هنگامي كه همه جمع شدند و گناهكار در گودال قرار گرفت، نگاهي به جمعيت انبوه مردم انداخت كه همه آماده مجازات او بودند. با صداي بلند گفت: اي مردم، هر كس خودش آلوده به گناه است و بايد كيفر ببيند، حق ندارد در مجازات من شركت كند. با شنيدن اين جمله همه به جز حضرت عيسي(ع) و حضرت يحيي(ع) رفتند.در اين هنگام يحيي(ع) پيش آمد و به آن مرد نزديك شد و گفت: اي گناهكار، مرا پندي ده. مرد گفت: اي يحيي، مراقب باش خودت را در اختيار هواي نفست مگذاري؛ زيرا بدبخت خواهي شد. يحيي(ع) گفت: موعظه اي ديگر بگو. مرد گفت: هرگز خطا كاري را براي لغزشش سرزنش مكن، بلكه در انديشه نجات او باش. يحيي(ع) گفت: باز هم پندي ده. مرد گفت: خشم خود را فرو ببر. در اين هنگام حضرت يحيي(ع) گفت: پندهايت مرا كفايت مي كند.(1)
پاورقي1. بحارالانوار، ج 14، ص 188.
منبعداستان هاي بحار الانوار
نويسندهمحمود ناصري
ناشردارالثقلين
محل چاپقم
سال چاپ1378
جلد3
صفحه219

/// آخرین گزیده‌ها