// گزیده های معارفی / داستان

پاسخ شيخ انصاري به مادرش در مورد كمك بيشتر به برادر

عنوانپاسخ شيخ انصاري به مادرش در مورد كمك بيشتر به برادر
خلاصهمادر شيخ انصاري به او مي‌گويد شما كه اين همه اموال را در اختيار داري به برادرت كه نيازمند است بيشتر كمك كن شيخ مي‌گويد: اين اموال از آن فقراست.
حكايتآيت‌الله مرتضي انصاري از مراجع بزرگ قرن سيزدهم بود و بسال 1281 ه . ق درنجف از دنيا رفت و همانجا دفن گرديد، از تأليفات معروف او كه جزء كتب درسي حوزه‌هاي علميه در سطح عالي است كتاب مكاسب و فرائد (رسائل) است.
از سرگذشتهاي او در حفظ بيت‌المال اينكه: برادري داشت بنام «شيخ منصور»، كه از دانشمندان بزرگ است، ولي تهيدست و فقير بود، روزي مادر به حال او دلش سوخت نزد برادر او (شيخ انصاري) رفت و گله كرد و زبان به اعتراض گشود و چنين گفت: « تو مي‌‌داني كه برادرت منصور با اين عائله سنگين، در شدت فقر بسر مي‌برد، و ماهيانه‌اي كه به او مي‌دهي نيازهاي او را برطرف نمي‌سازد، در صورتي كه اينهمه اموال تحت تصرف تو است (بخاطر اينكه مرجع تقليد هستي) و مي‌تواني بيش از ديگران به او كمك كني؟».
شيخ بدقت سخن مادر را گوش داد، و هنگامي كه سخنش تمام شد كليد اطاقي را كه اموال شرعي در آن بود به مادر داد و مؤدبانه به او گفت: هر چه پول براي منصور مي‌خواهي بردار، به شرط اينكه من مسئول نباشم و وبال آن بر دوش خودت باشد.
« اين اموالي كه نزد من است، حقوق فقيران و مستمندان است و بين آنان بطور مساوي تقسيم مي‌گردد، همه آنها دراين مورد يكسانند و همچنين دندانه‌هاي شانه، هيچكدام بر ديگري برتري ندارند».
مادرم! اگر جوابي سؤال فرداي قيامت داري مبلغ اضافي از اين اموال براي شيخ منصور بردار، ولي بدان حسابي بس دقيق و هولناك در پيش است.
مادر كه خود عنصر تقوا و فضيلت بود، از خوف خدا لرزه بر اندام شد و از گفته خود توبه كرد و در حالي كه كليد را به فرزندش مي‌داد، عذرخواهي نمود، و جريان فقر منصور را فراموش كرد (1).
پاورقي1.‌ مكاسب (تعليق كلانتري)، ج 1، ص 25-26.
منبعداستان‌هاي صاحب‌دلان
نويسندهمحمد محمدي اشتهاردي
ناشردفتر انتشارات اسلامي
سال چاپ1367
نوبت چاپاول
جلداول و دوم
صفحه214 و 215

/// آخرین گزیده‌ها