// گزیده های معارفی / داستان

وفا و حق شناسي امام علي(ع) نسبت به شاهزاده حبشي

عنوانوفا و حق شناسي امام علي(ع) نسبت به شاهزاده حبشي
خلاصهحضرت علي(ع) در پاسخ به محبت هاي نجاشي، پسر او را كه اسير شده بود خريداري و آزاد كرد.
حكايتنجاشي٬ پادشاه عادل حبشه بود. در آغاز بعثت جمعي از مسلمين به سرپرستي جعفر طيار به حبشه پناهنده شدند. نجاشي به آنها پناه داد و به آنان مهرباني كرد. مسلمين نزديك به پانزده سال با امنيت و رفاه كامل در حبشه زندگي كردند. پيامبر(ص) نامه اي براي نجاشي فرستاد و او را دعوت به اسلام كرد. نجاشي نامه پيامبر(ص) را روي چشم گذاشت و در حضور جعفر طيار(ع) اسلام را پذيرفت. وقتي نجاشي از دنيا رفت٬ جبرئيل خبر فوت او را به رسول خدا(ص) داد. رسول خدا(ص) بسيار متأثر شد و سخت گريه كرد. به مسلمانان فرمود: برادر شما اَصحُمَه (نجاشي) از دنيا رفت. پس از مرگ نجاشي طولي نكشيد در كشور حبشه هرج و مرج به وجود آمد و سلطنت خاندان نجاشي٬ نابود شد. يكي از پسران نجاشي به نام ابو نَيزَر (گويا اسير شده بود) به عنوان برده به يكي از بازرگانان مكه فروخته شد. امام علي(ع) از اين موضوع باخبر شد. براي جبران محبت هاي نجاشي به مسلمين (در حبشه) ابونيزر را از صاحبش خريد و آزاد كرد. از آن پس ابو نيزر با كمال آسايش در حضور امام علي(ع) بود. ابونيزر قامتي بلند و چهره اي زيبا داشت و سياه چهره نبود. هر كس او را مي ديد، تصور مي كرد كه يك عرب حجازي است. هيئتي از حبشه به مدينه آمدند تا ابونيزر را با خود به حبشه ببرد و مقام پادشاهي او را به او بسپرند، او نپذيرفت و به آنها گفت: پس از آنكه خداوند نعمت اسلام را بر من ارزاني داشت، ديگر به پادشاهي٬ علاقه ندارم. به اين ترتيب امام علي(ع) ابو نيزر را در حضور خود نگه داشت و به پاس حق شناسي از خدمات پدرش٬ به او مهرباني كرد.(1)
پاورقي1. معجم البلدان، ج 4، ص 175 (واژه عين).
شخصيت1
راوي0
راوي0

/// آخرین گزیده‌ها