// گزیده های معارفی / داستان

معالجه قصاب توسط اسماعيل هروي

عنوانمعالجه قصاب توسط اسماعيل هروي
خلاصهپزشك حاذق دوره سلجوقي، با شناخت علت سكته يك قصاب، جان وي را نجات داد.
حكايتدر عهد سلجوقيان و اوائل خوارزميان شهر هرات كه پايتخت خراسان بود در اوج آباداني و عمراني به سر مي‌برد و مركز دانشمندان و اهل هنر شناخته مي‌شد. در آن زمان طبيبي به نام اديب اسماعيل در هرات زندگي مي‌كرد كه از حيث حسن خلق و مردم نوازي مشهور بود اديب مانند پزشكان خوب قديم نه فقط فقرا را مجاني معالجه مي‌كرد بلكه دارو و غذا نيز به رايگان مي‌داد و هر چه از دستش مي‌آمد در ياري و غمخواري اهل هرات كوتاهي نمي‌نمود، روزي اديب از بازار مي‌گذشت قصابي را ديد كه شكم گوسفندي را مي‌گشايد و در حين بيرون كشيدن شكمبه آنچه از پيه به دستش مي‌افتد گرم گرم آن را مي‌خورد و مي‌بلعد، اديب پس از تماشاي عمل قصاب نزد يكي از همسايگان وي رفت و گفت: از تو خواهشمندم هر وقت خبر مرگ قصاب را شنيدي بي‌درنگ مرا آگاه سازي آن مرد كه اديب را مي‌شناخت گفت: منت پذيرم.
چندي بعد قصاب دكانش بسته ماند و چون به خانه‌اش مراجعه كردند ديدند قصاب سكته كرده و مرده است، كسان قصاب خواستند جنازه را به گورستان حمل كنند آن مرد همسايه سفارش اديب را به خاطر آورد و شتاب‌زده نزد او رفته خبر مرگ قصاب را رسانيد.
اديب اسماعيل همراه همان مرد بر سر جنازه آمد و پس از معاينه اظهار تأسف نمود كه چرا دير به او خبر دادند اما به مداوا و معالجه پرداخت و ساعتي نگذشت كه مرده زنده شد.
خلاصه آن قصاب از مرگ نجات يافت ولي قسمتي از بدنش فلج شده ماند و سال‌ها پس از آن واقعه بزيست. اين معالجه معجزه‌آسا در شهر هرات اثر عظيم كرد بطوري كه مردم عوام در حق اديب قائل به نفس مسيحا شدند.(1)
پاورقي1.شوخي‌هاي علما، ص 177.
منبعمردان علم در ميدان عمل
نويسندهسيد نعمت الله حسيني
ناشرمؤلف
محل چاپقم
سال چاپ1376
نوبت چاپاول
جلد7
صفحه25 و 26
گردآورنده7

/// آخرین گزیده‌ها