// گزیده های معارفی / داستان

ناپايداري دنيا از ديدگاه پيامبر(ص)

عنوانناپايداري دنيا از ديدگاه پيامبر(ص)
خلاصه پيامبر (ص) با شخصي كه ايشان را به بهره گيري بيشتر از دنيا فراخوانده بود درخصوص ناپايداري دنيا سخن گفت.
حكايتپيامبر(ص) روي حصيري آرميده بود. يكي از اصحاب بر او وارد شد، ايشان را روي حصير ديد كه اثر آن حصير روي پهلوي آن حضرت ديده مي شد. عرض كرد: اي رسول خدا(ص)، اگر براي خود فرش نرمي برگزيني، مطلوب تر است. پيامبر(ص) در پاسخ فرمود: مرا به دنيا چه كار؟ مَثَل من با دنيا همچون مسافري است كه در روز سوزان تابستان كنار درختي مي آيد تا ساعتي از روز خود را در سايه آن درخت استراحت كند، سپس حركت كرده و آنجا را ترك مي كند. شخصي از آن حضرت پرسيد: انسان در دنيا چگونه زندگي كند؟ آن حضرت فرمود: مانند كارواني كه در حال عبور است. او پرسيد: چگونه سكونت در دنيا را برگزيند؟ فرمود: به اندازه كسي كه از كاروان عقب افتاده است. پرسيد: بين دنيا و آخرت چه اندازه فاصله است؟ فرمود: به اندازه فروخواباندن چشم. خداوند در قرآن مي فرمايد: «آنها در قيامت احساس مي كنند گويي تنها ساعتي از يك روز در دنيا توقف داشته اند».(1)
پاورقي1. بحارالانوار، ج 73، ص 123 و 122
شخصيت1
راوي0
راوي0
منبعداستان دوستان
نويسندهمحمد محمدي اشتهاردي
جلد4
صفحه187

/// آخرین گزیده‌ها