// گزیده های معارفی / داستان

مسئوليت خنده بيجا

عنوانمسئوليت خنده بيجا
خلاصهمردي صحرا نشين به حضور پيامبر آمد تا سؤالي بپرسد، ولي شترش چموشي كرد و چون مسلمانان بر او خنديدند، او عصباني شد و شترش را كشت، آن گاه پيامبر به اصحاب فرمود: شما با خنده بيجاي خود مسئول خون شتر هستيد.
حكايتمردى صحرانشين سوار بر بچه شتر چموش خود به حضور پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم آمد و سلام كرد. هنگامى كه مى‏خواست نزديك بيايد و از رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم سؤال كند، شترش فرار كرد و به عقب برگشت و او را از حضرت دور كرد. اين عمل سه بار تكرار شد. اين منظره سبب شد عده‏اى از اصحاب كه در آنجا بودند، بخندند. خنده اصحاب و چموشى شتر، عرب را عصبانى كرد و با ضربه‏اى شديد آن شتر را كشت.
اصحاب، رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم را از كار مرد عرب آگاه كردند. پيامبر فرمود: «آرى، ولى دهان‏هاى شما پر از خون شتر است».1 (يعنى شما با خنده بى‏جاى خود آن عرب نادان را عصبانى كرديد و او چنين جرمى مرتكب شد. شما مسئول خون آن شتر بينوا هستيد.)
پاورقي1. فيض كاشاني، المحجة البيضاء، ج 5، ص 233.
منبعويژه‌نامه پيامبر اعظم(ص)
ناشرمركزپژوهشهاي اسلامي صداوسيما
جلد7
صفحه43 و 44

/// آخرین گزیده‌ها