// گزیده های معارفی / داستان

ناكامي زندانبان امام عسگري(ع) در كشتن ايشان بوسيله درندگان

عنوانناكامي زندانبان امام عسگري(ع) در كشتن ايشان بوسيله درندگان
خلاصهزندانبان حضرت عسگري(ع) به جهت بغض و كينه اي كه از حضرت داشت، ايشان را نزد درندگان مي افكند، ولي درندگان به ايشان حمله نمي كنند.
حكايتروايت شده كه حضرت امام حسن عسكري(ع) را سپردند به نحرير و او تنگ مي گرفت بر آن حضرت و اذيّت مي كرد آن جناب را. زوجه اش به او گفت: اي مرد! بترس از خدا، به درستي كه تو نمي داني كه كيست در منزل تو. پس شروع كرد در بيان اوصاف حضرت عسكري(ع) از صلاح و عبادت و جلالت آن حضرت و گفت: من مي ترسم بر تو از اين رفتار تو با آن حضرت، نحرير گفت: به خدا سوگند كه من او را ميان شيران و درندگان خواهم افكند. پس اجازه طلبيد از خليفه در اين امر، او را اجازه داد. پس آن حضرت را افكند به نزد شيران و شك نداشتند در آنكه شيران آن حضرت را خواهند خورد. پس نظر كردند در آن محلّ كه از حال آن جناب خبري گيرند، ديدند آن جناب را ايستاده نماز مي خواند و درندگان در دور آن حضرت مي باشند، پس امر كرد كه آن جناب را بيرون آورند و به خانه اش برند.
منبعمنتهي الآمال
نويسندهمرحوم حاج شيخ عباس قمي
مترجم/مصححكاظم عابديني مطلق
ناشرنشر جمال
محل چاپقم
سال چاپ1382
نوبت چاپاول
جلددوم
صفحه565

/// آخرین گزیده‌ها