// گزیده های معارفی / سیره

شركت حضرت عباس(ع) در خاكسپاري امام مجتبي(ع)

عنوانشركت حضرت عباس(ع) در خاكسپاري امام مجتبي(ع)
سيرهبنابر وصيت امام مجتبي(ع) بدن مطهر ايشان را به سوي مزار تابناك رسول خدا(ص) تشييع كردند. مروان، حاكم مدينه، از انگيزه تشييع كنندگان آگاه شد و به همراه گروهي از سربازان، با آرايش كامل نظامي، جلوي آنان را گرفت. مروان فرياد زد (آيا مي‌خواهيد او را كنار پيامبر(ص) به خاك بسپاريد؟) از سوي ديگر عايشه كه بر استري سوار بود، نزديك آمد و گفت: (چگونه مي‌خواهيد كسي را كه هرگز او را دوست نداشته‌ام به خانه من بياوريد؟) مروان دوباره صداي خود را بلند كرد: (آيا اين درست است كه عثمان در دورترين جاي مدينه و در قبرستان به خاك سپرده شود و حسن بن علي(ع) در جوار پيامبر(ص) دفن گردد؟ هرگز! من با شمشير جلو اين كار را خواهم گرفت) سپس ميان بني‌اميه و بني‌هاشم درگيري لفظي صورت گرفت، ولي بنا به وصيت امام(ع) ، نبايد خوني ريخته مي‌شد. از اين رو، امام حسين(ع) با بردباري، فتنه را خواباند و فرمود: (به خدا سوگند اگر سفارش برادرم بر ريخته نشدن خون نبود، مي‌ديديد كه چگونه شما را با شمشيرهاي خدا آشنا مي‌ساختم. شما پيمان خود را با ما شكستيد و هرچه را كه شرط كرده بوديم، از ميان برديد)(1) آن‌گاه راه قبرستان بقيع را در پيش گرفت در اين هنگام، مروان با آگاه شدن از وصيت امام(ع) و ايمني از شمشيرهاي بني‌هاشم، دست به حركتي زشت آلود زد. او جلوي بني‌هاشم را گرفت و به دستور او بدن مطهر امام مجتبي (ع) هدف تيرهاي كينه قرار داده شد و هفتاد تير به تابوت امام مجتبي(ع) اصابت كرد.(2) حضرت عباس(ع) كه غيرت حيدري در رگ‌هايش موج مي‌زد، با ديدن چنين صحنه‌اي برآشفت سبوي بردباري‌اش شكست و دست به قبضه شمشير برد. امام حسين(ع)، سفارش امام مجتبي(ع) را يادآور شد.(3) عباس(ع) بار ديگر شكيبايي پيشه ساخت و چون تيغي برهنه در كوره صبر آبديده‌تر شد و در انتظار روزي نشست كه بتواند برّندگي اين تيغ را در احياي حق و حق طلبي به ستم پيشگان نشان دهد. اين رويداد به خوبي گوياي روح ولايت‌پذير و آگاه ايشان است. حساسيت اين مسأله وقتي افزايش مي‌يابد كه شخص توان رويارويي با دشمن را در خود ببيند، ولي براي رعايت مصلحت جامعه دم بر نياورد.
پاورقي
منبعچشم در چشم فرات
نويسندهابوالفضل هادي منش
ناشرانتشارات خادم الرضا(ع)
محل چاپقم
سال چاپ1386
نوبت چاپاول
صفحه89

/// آخرین گزیده‌ها