// گزیده های معارفی / داستان

اطلاع از جايگاه و شأن حضرت علي(ع) نزد پيامبر، دليل مخالفت سعد وقاص با لعن علي(ع)

عنواناطلاع از جايگاه و شأن حضرت علي(ع) نزد پيامبر، دليل مخالفت سعد وقاص با لعن علي(ع)
خلاصهسعد وقاص در جواب معاويه كه از او پرسيده بود چرا علي(ع) را سبّ و لعن نمي‌كني، به سه مسئله كه تنها در شأن حضرت علي(ع) از قول رسول خدا بيان شده بود اشاره مي‌كند.
حكايتسعد وقاص از سرداران معروف و از شخصيت‌هاي صدر اسلام به شمار مي‌آمد. او در جريان خلافت امام علي(ع)، كنار كشيد و به عنوان بي‌طرف زندگي مي‌كرد. هنگامي كه معاويه روي كار آمد اصرار داشت كه همه مردم، حضرت علي(ع) را سبّ‌ و لعن كنند ولي سعد وقّاص هرگز حاضر نبود كه ‌آن حضرت را سبّ كند.
روزي معاويه با سعد ملاقات كرد و از او پرسيد:‌ «چرا ابوتراب را لعن نمي‌كني؟» سعد در پاسخ گفت: به ياد سه موضوع مي‌افتم كه رسول خدا(ص) در شأن علي(ع) فرمود، ازاين‌رو آن حضرت را سبّ نمي‌كنم كه اگر يكي از اين سه موضوع، از آنِ من مي‌شد براي من باارزش‌تر از همه شتران سرخ‌مو بود.
نخست اينكه شنيدم رسول خدا(ص) در جريان جنگ تبوك، هنگامي كه علي(ع) را به عنوان جانشين خود در مدينه گذاشت و خود همراه مسلمين به سوي سرزمين تبوك حركت كرد، علي(ع) خود را به آن حضرت رسانيد و عرض كرد: اي رسول خدا، آيا مرا همراه زنان و كودكان در مدينه گذاشتي؟ پيامبر(ص) فرمود: «اَما تَرْضي اَنْ تَكُونَ مِنّي بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسي إِلّا اَنَّهُ لانُبُوَّةَ بَعْدِي؛ آيا خشنود نيستي كه نسبت تو به من، همانند نسبت هارون به موسي(ع) باشد، جز اينكه بعد از من پيامبري نخواهد بود».
دوم اينكه در جريان جنگ خيبر از رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود: «لَاُعْطِيَنَّ الرّايَةَ رَجُلاً يُحِبُّ الله وَ رَسُولَهُ وَ يُحِبُّهُ اللهُ وَ رَسُولُهُ؛ پرچم را به دست مردي مي‌دهم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نيز او را دوست مي‌دارند».
سپس علي(ع) را طلبيد و پرچم را به او داد و خداوند خيبر را به دست حضرت علي(ع) فتح كرد.
سوم اينكه مطابق آيه مباهله، حضرت علي(ع) به عنوان جان پيامبر(ص) معرفي شده است. آنجا كه در جريان نمايندگان مسيحيان و پيامبر، هنگامي كه مسيحيان در جلسه مذاكره قبول اسلام نكردند، پيامبر طبق فرمان خدا، به آنها پيشنهاد مباهله كرد (يعني به آنها فرمود: بياييد دو گروه شويم و به همديگر نفرين كنيم تا خدا عذابش را بر گروه منحرف بفرستد) چنانكه در آيه 61 سوره آل عمران مي‌خوانيم: «فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ؛ پس به آنها بگو بياييد ما فرزندان خود را دعوت مي‌كنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت مي‌كنيم، شما هم زنان خود را، ما از جان‌هاي خود دعوت مي‌كنيم شما نيز از جان‌هاي خود، آنگاه مباهله مي‌كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار مي‌دهيم».
رسول اكرم(ص)، علي و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام) را نزد خود آورد تا براي مباهله به بيابان ببرد و فرمود: «اينها اهل بيت من هستند».
با توجه به آيه مذكور و عمل پيامبر(ص)، حضرت علي(ع) به عنوان جان پيامبر، معرفي شد.(1)
پاورقي1. الحلقات الذهبيه، ج 14، ص 33.
منبعداستان دوستان
نويسندهمحمد محمدي اشتهاردي
ناشربوستان كتاب
محل چاپقم
سال چاپ1381
نوبت چاپششم
جلد5
صفحه234 ـ 236

/// آخرین گزیده‌ها