// گزیده های معارفی / کلمات قصار

نهي از نگاه حقارت بار به بندگان

عنواننهي از نگاه حقارت بار به بندگان
متننگر تا به چشم حقارت در نهاد خاكيان ننگري، كه ايشان مقبول شواهد الهيّتند و منبع اسرار فطرت ازل، اول مشتي خاك بود آلوده، در ظلمت كثافت خود بمانده، در تاريكي نهاد خود متحيّر شده، همي از آسمان اسرار باران انوار باريدن گرفت، خاك عنبر گشت و سنگ گوهر گشت، شب روز شد، و روز نوروز شد، و بخت فيروز شد. تقاضايي از پرده غيب به صحراي ظهور آمد، بر همة عالم بگذشت به كس التفات نكرد، چون به سر خاك آدم رسيد عنان باز كشيد، نقاب از جمال دلرباي برداشت و گفت: اي خاك افتاده و خويشتن را بيفكنده! منت آمده‏ام، سَرِ ما داري؟ كه داند كه در اين خاك چه تعبيه‏ها است، حقّ مي‏گويد جلّ جلاله: «خَلَقتُ قُلُوبَ عِبَادِي مِن رِضوَانِي» ما گل دل دوستان خود را به زلال رضاي خود سرشتيم، آنگه كالبد را بر فتراك دل بستيم و به عالم صورت فرستاديم، آنگه بر اين كالبد پر فضول شحنه‏اي ز تكليف خطاب شرع گماشتيم، گفتيم: اي چشم! تو در تصرّف شحنة تكليف باش، اي دل! تو نديم سلطان غيب باش: «اِنَّ اللهَ لَا يَنظُرُ اِلَي صُوَرِكُم وَ لَا اِلَي اَعمَالِكُم وَلَكِن نَظَرَ اِلَي قُلُوبِكُم.»
منبعكشف الاسرار
نويسندهابوالفضل رشيد الدين ميبدي
مترجم/مصححعلي اصغر حكمت
ناشرانتشارات امير كبير
محل چاپتهران
سال چاپ1382
نوبت چاپهفتم
جلدششم
صفحه86

/// آخرین گزیده‌ها