// گزیده های معارفی / کلمات قصار

شايستگي انسان بر پذيرش امانت الهي

عنوانشايستگي انسان بر پذيرش امانت الهي

متنآدم صفي آن سالك اوّل، آن چشمه لطف ازل، آن صندوق اعجوبه‏ هاي قدرت، آن حقة لطف حقيقت، آن نهال بوستان كرامت، روزگاري را در ميان مكه و طائف در مهد عهد معارف بداشتند. آن شور بخت شور چشم ابليس به وي بر گذشت، به دست حسد نهاد او را بجنبانيد، اجوف يافت گفت: ميان تهي است و از ميان تهي چيزي نيايد. اقبال ازلي در حق آدم او را جواب داد كه باش تا روزي چند كه باز راز او در پريدن آيد، اول صيدي كه كند تو باشي. آن مهجور لعين ابليس از آدم گل ديد دل نديد، صورت ديد صفت نديد، ظاهر ديد باطن نديد، هرگز بر آتش مهر نتوان نهاد، مهر بر خاك توان نهاد كه خاك مهر گير است نه آتش، ما آدم را كه از خاك و گل در وجود آورديم، حكمت در آن بود كه تا مهر امانت بر گل دل او نهيم كه «إنّا عَرَضْنا اْلأَمانَةَ» مشتي خاك و گل در وجود آورد و به آتش محبت بسوخت، پس او را بر بساط انبساط جاي داد، آنگه امانت بر عالم صورت عرض داد، آسمان‏ها و زمين‏ها و كوه‏ها سر وا زدند، آدم مردانه در آمد و دست پيش كرد، گفتند: آي آدم بر تو عرضه نمي‏كنند تو چرا در مي‏گيري؟ گفت: زيرا كه سوخته منم و سوخته را جز در گرفتن روي نيست، آن روز كه آتش در سنگ وديعت مي‏نهادند عهد بر او گرفتند كه تا سوخته ‏اي نبيند سر فرو نيارد، تو پنداري كه آن آتش به قوّت بازوي تو به صحرا مي‏آيد؟ ني ني، اين گمان مبر كه آن به شفاعت سوخته‏ اي به در آيد.

منبعكشف الاسرار
نويسندهابوالفضل رشيد الدين ميبدي
مترجم/مصححعلي اصغر حكمت
ناشرانتشارات امير كبير
محل چاپتهران
سال چاپ1382
نوبت چاپهفتم
جلدهشتم
صفحه100 - 101

/// آخرین گزیده‌ها